تبليغاتX
اینده را خود خواهیم ساخت - اتحادیه دمکراتیک کردستان و سه سال فعالیت مستمر سیاسی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان
کمیته تنظیماتی اتحادیه دمکراتیک کردستان در بانه

  اتحادیه دمکراتیک کردستان و سه سال فعالیت مستمر سیاسی 

                                                        محمد خوش چهره محمدخوش چهره        

 

 

 اگر همواره به مانند گذشته بیندیشید همیشه همان چیزهایی را به دست می آورید که تا بحال کسب کرده اید. ( فاینمن)

 

    اتحادیه دمکراتیک کردستان در تاریخ 20/5/2008 وارد چهارمین سال فعالیت خود شد و در مدت سه سال از تاریخ تشکیل سازمان فعالیت سیاسی خود را به حوزه های دیپلماتیک و آموزش نیروهای جوان معطوف داشته و با وجود مشکلات فراوان توانسته است فعالیت های موفقیت آمیزی را داشته باشد. و با تلاش روز افزون به پایگاه واقعی خود نزدیکتر شود در این نوشتار قبل از ورود به تشریح فعالیت سیاسی سازمان لزوم تشریح فلسفه وجودی سازمان، شرایط و موقعیت تشکیل سازمان در بُعد جهانی و منطقه ای و کردستان و الزامات تشکیل شدن حرکتی نوین با رویکردی نو و هم عصر با پیشرفت های جهانی در کلیه موارد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در جامعه امروزین شرق کردستان وهمچنین با وجود احزاب قدیمی در عرصه، تشریح خواهد شد.

جهان در آستانه قرن بیست و یکم با تعریفی نو از تمدن بشری مواجه شد و نیروی رانش دو قطبی با فروپاشی دنیای ایدئولوژیک چپ و فرو ریختن دیوارهای تنگ و محصور کننده فکری، جای خود را به نیروی ربایشی صلح جهانی و گفتمان دمکراسی داد. خصوصیات نیروی جدید حاکم بر قرن بیست ویکم ضمانت اجرایی شدن اصول دمکراسی و تحقق تمدن دمکراتیک در جهان را دارا خواهد بود. پیشرفت جوامع مختلف بشری از لحاظ زیست اقتصادی و اجتماعی باعث تغییر رویکرد فرهنگی و گرایش و تلاش به سوی همگرایی و در عین حال اعتقاد و احترام به کثرت گرایی فکری در جهان شده است. تغییر فرهنگ و گفتمان حاکم بر جهان در آستانه این قرن باعث بروز تغییرات بنیادین در کلیه ابعاد زندگی انسانی شده است. بنیان این تغییرات نگرش و رویکردی نوین در روابط ملی و بین المللی حاصل از گسترش و وابستگی اقتصاد جهانی می باشدکه توسعه اقتصاد مستلزم صلح، آرامش، امنیت و رفاه اجتماعات انسانی و در عین حال روابط متقابل دوستانه و رقابتی است که همین نوع روابط با استلزام به رعایت حقوق بین المللی و احترام به حاکمیت ملی در روابط بین المللی باعث وابستگی تنگاتنگ جامعه جهانی به هم شده است.

روابط بین المللی همگام با پیشرفت علوم و تکنولوژی حاصل از آن باعث تبادل و گسترش افکار مختلف و گوناگون در سطح جهان شده است و تبادل اطلاعاتی برخواسته از فناوری و گسترش علوم و تکنولوژی اطلاعاتی  باعث تبادل افکار جهانی و شکل گیری فرهنگی نوین در نگرش و رویکرد به زندگی انسانی در عصر حاضر گشته است.

نگرش به رویکرد فرهنگی نو، گفتمان دمکراسی خواهی، امنیت اجتماعی و رفاه اقتصادی حاصله از آن باعث تغییرات گسترده در جهان کنونی شده است فرهنگ نوین بر مبنای علم گرایی و با رویکری نسبی گرایی حصار های تنگ فکری و ایدئولوژیکی حاکم بر جهان را در سده های گذشته در هم شکسته و با رسوخ تمام گیر خود درعالم،  مادر افکار  ایدئولوژیکی را آبستن تغییرات عمده ای بر اساس ژنوم فکری ساختار شکنی و احترام و باوری به کثرت گرایی فکری نموده است که حاصل آن پدیدار شدن نسل نو در اقصی نقاط جهان بوده است.

نسل جدید جامعه بشری در قرن بیست و یکم با رویکردی میانه رو و اصلاح طلب خواستار تغییر بنیان های فکری حاکم بر جهان با پیشینه اعصار گذشته و با ساختار شکنی نوین در برابر هرگونه دگماتیسم آیینی و مذهبی و ایدئولوژیهای اعصار گذشته مخصوصا قرن بیستم به جنبشی اصلاحگرایانه و منشی صلح جویانه روی آورده است که در آن با اولویت قرار دادن آزادی های فردی در حوزه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مقوله دمکراسی را مبنای فکری حاکمیت جهانی قرار داده است  با چنین رویکردی در قرن جدید نظام های ایدئولوژیکی، الیگارشی، تئوراتیک و نظام های اجتماعی با حاکمیت فاناتیکی را به چالش طلبیده و تغییرات بنیادین را در جهان به وجود آورده و خواهد آورد.

تولد این تغییرات بنیادین با بستن نطفه خود در دهه نود قرن بیستم و فروپاشی نظام های ایدئولوژیکی، محدود و کوچک شدن این نظام ها چشم انداز و راهکارهای نظم نوین را با اساس قرار دادن آزادی های فردی و اجتماعی پایه ریزی نمود که شکست و ایزوله شدن سیستم های ایدئولوژیکی قرن بیستم راه را برای جنبشی اصلاحگرایانه هموار نمود واین تغییرات جهانی مناطق مختلفی همچون اروپای شرقی، اقمار گذشته شوری سابق واز همه مهمتر منطقه خاورمیانه را طناب پیچ تغییر و رفرم کرده و باعث حلاجی شدن سیستم های حاکم بر این مناطق گشته است. با توجه به تغییرات جهانی و برخورد امواج سهمگین جهانگیر دمکراسی با مناطق مختلف جهان و مخصوصا خاورمیانه مرزهای ساحلی نظام های ایدئولوژیکی، توتالیتار و الیگارشی موجود دراین مناطق  را در نوردیده  و به تغییر بافت فکری و رفُرم سیستم های حاکم پرداخته است.

نقطه عطف سرازیر شدن این امواج سهمگین دمکراسی بعد از حادثه تروریستی 11 سپتامیر 2001 در آمریکا آغاز گشت اگرچه بعد از فروپاشی نظام جماهیر شوری سابق و جبهه سوسیالیستی جهان در دهه نود قرن گذشته  شاهد ارتجاع و سنت گرایی برخواسته از ایدئولوژیهای آیینی و مذهبی در برابر انتشار موج سهمگین دمکراسی خودنمایی بود اما این حادثه تروریستی دیدگاهها را به مرکز ثقل انتشار فرکانس های فندمینتال و رادیکال دینی یعنی خاورمیانه معطوف داشت.

گرایش کشورهای غربی و آمریکا به عنوان مدافعین و مبشرین دمکراسی و اصلاح طلبی به سوی تنش زا ترین نقطه جهان و به منظورایجاد تغییرات بنیادین در سیستم های حاکم بر منطقه و همسو کردن این افکار با افکار صلح جهانی در راه  اعتلای جامعه جهانی باعث شد که این مسئله با موج سهمگین تغییرات در سیستم سیاسی، آموزشی و اقتصادی روبروشود متعاقبا موارد ایجابی آن برانداختن رادیکالیست های اسلامی طالبان در افغانستان و دیکتاتوریت نظام بعث عراق بود.  همچنین باعث ایزوله شدن نظام های الیگارشی و تئوکرات منطقه مانند ایران و سوریه گشت اگرچه هم اکنون نیز با پافشاری افکار جهانی برای تغییرات در سیستم فکری و سیاسی حاکم بر این نظام ها مواجه می باشد.

باتوجه به معادلات سیاسی جدید  در روابط بین الملل و حاکمیت گفتمان جهانگیری، تکثرگرایی و اجرای قواعد دمکراسی و راهکارهای ارائه شده برای فرهنگ سازی با معیارهای یاد شده  و همسو با موازین تمدن دمکراتیک قرن بیست و یکم، سیستم های فکری و سیاسی حاکم منطقه دچار انحطاط یا ریزش قدرتی شده اند و یا اینکه در آستانه تغییر سیستماتیک وارد شده بر آنها قرار گرفته اند  نظامهای حاکم بر منطقه خاورمیانه خود بازمانده های قواعد سیاسی و معادلات حاصل از جهان دوقطبی اند که بر مبنای افکار ارتجاعی و ایدئولوژیکی قرن بیستم تشکیل گشته اند. دارای ساختاری شکننده و پساهنگ شده می باشند، با موازین فکریِ روبه گسترش قرن بیست و یکم همخوانی ندارند ، ملزم به تغییر و تحولات بنیادین در ساختار خود بوده و یا به کمک اهرم های فشار خارجی و با هماهنگی جنبش های اصلاح گرا و رفرمیست داخلی تغییر داده خواهد شدکه حال شاهد اجرای چنین تغییراتی در منطقه بوده وخواهیم بود. اما در این میان کردستان باتوجه به شرایط و موقعیت خود در منطقه  به کانونی برای تغییرات فکری  و شناسایی جهانی مبدل گشته است با موفقیت نسبی ملت کرد در بخش جنوبی کردستان و همراهی و همگرایی با نیروهای رفُرمیست منطقه ای و جهانی امکانی فراهم گشت که فایل ملت کُرد و کُردستان  در معادلات سیاسی منطقه ای و ارتباط با بازارهای اقتصاد جهانی به شیوه ای ایجابی مفتوح شود اگرچه دست آوردهای قابل ملاحظه ای را کسب نموده اما بعضا نیز با موانع و کارشکنی نیروهای  یونیتر منطقه روبرو بوده است.  مزید بر این گرچه نمی توان مقایسه ای هم تراز مابین سیستم حاکمیت یافته بربخش جنوبی کردستان و سیستم نوین فکری جهانی نمود اما گرایش ایجابی و واقعگرا را نسبت به همگرایی بانیروهای اصلاح طلب جهانی داشته است که خود نقطه امیدی به سوی فرداهای روشن تر و همسفری با قافله پیشرفت جهانی قرن بیست  یکم است.

همگام با چنین دست آوردی در جنوب کردستان ملت کرد در بخش های دیگر تحت حاکمیت نظام های فاشیستی و ایدئولوژیکی ایران ، ترکیه و سوریه دست به جنبش های روز افزون برای احقاق حقوق خود زده اند و شرایط و نوع فعالیت این جنبش ها با هم غیر تطبیقی بوده و جدا از هم و با استفاده از پیش کشیدن معادلات تغییراتی جداگانه مواجه شده و هستندکه برخورد با مسئله ملت کُرد در این کشورها را ناگزیر  به استفاده از مکانیسم های خاص و جدا از هم کرده است لزوم درک چنین شرایطی  خواهان بینشی نوگرا و واقعگرا با سنجش معادلات تغییراتی در منطقه است بنابراین راهکارهای تئوریزه شده از سوی احزاب قدیمی کردستان را به چالش کشانده است همین امر باعث تجزیه، انحطاط و پلاسمولیزه شدن احزاب قدیمی گشته که به روشنی شاهد آن بوده ایم این خود حکایت از وجود اصطکاک ذهنی و فکری با افکار اصلاحگرا و میانه رو است که موجبات ریزش و شکاف حزبی در کردستان را فراهم نموده است. موج سهمگین تغییرات نیز سواحل احزاب کردستان را در نوردیده و در تطابق خود با شرایط جدید جهانی و منطقه ای  آنها را به چالش کشیده و ساختار درونی این احزاب قدیمی  را (مخصوصا شرق کردستان)  با شکست برنامه و بن بست فکری مواجه ساخته و یا اینکه در مقابل انحطاط و تجزیه نهاده قرار داده است. در حقیقت این تغییرات قابل پیش بینی بود چون احزاب شرق کردستان دارا ی سیستمی حزبی  با ساختار قرن بیستم همانند نظام های حاکم بر خاورمیانه هستند که همگام با یکدیگر به تجزیه، ریزش و انحطاط خواهند گراید.

با توجه به تغییرات جهانی در باز تعریف روابط  و افزون بر آن موازنه قدرتی در جهان، اولویت بخشی به گسترش افکار جهانگیری و تکثرگرایی، دوری گزینی از دگماهای ایدئولوژیکی، تغییرات بنیادین در سیستم های ایدئولوژیکی حاکم بر جهان و ترد گروه ها و سازمان های تندرو و ایدئولوژیک با منبع فرستندگی تواتر تندرویهای آیینی و سیاسی حامل سیگنال های خشونت طلبی و ترور و ارعاب، شرایط و موقعیتی را فراهم نمود که با گذار از افکار قرن بیستم و لایروبی روسوبات ذهنی ماحصل حاکمیت ایدئولوژیک اعصار گذشته، جهان با تعریفی نو از همزیستی اقتصادی، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی روبرو شود که راه گریزی برای عدم تطابق فکری و رفتاری با شرایط نوین را باقی نگذاشته است.

 درحاکم بودن چنین شرایطی برجهان، منطقه وکردستان، اتحادیه دمکراتیک کردستان تاسیس شد که با بهره گیری از شرایط جهانی و با رویکرد و فکری نوین وارد عرصه سیاسی در شرق کردستان شد.

 آنچه تاکنون بیان شده شرایط بیرونی حاکم بر شرق کردستان بود اما در کشور ایران و در جامعه کردستان شرایط به شیوه ای دیگر و با رویکرد و همگرایی نخبگان و روشنفکران کُرد با جریان اصلاح طلب داخلی و گرایش به سوی تغییرات جهانی در راه احقاق حقوق ملی در چارچوب فعالیت های سیاسی، مدنی و فرهنگی گام های مهم و اساسی برداشته اند و با حاکمیت اصلاح طلبان در ایران، افکار سیاسی پ ک ک  نیز وارد شرق کردستان شد نسلی از جوانان کرد تحصیل کرده دوران اصلاحات که به نام نسل سوم معروف شد با احساس به اینکه از طریق جریان فکری اصلاح طلبی می توان حقوق از دست رفته ملت کرد را بازیافت وارد جریان سیاسی کشور شدند که همگام با دیگر نقاط و در بعضی موارد فراتر از نقاط دیگر کشور سازه های مدنی، فرهنگی و ادبی را فعال نمودند. همگام با رشد جریان فکری اصلاح طلبی در ایران و ورود نسل سوم به عرصه فعالیت های سیاسی – اجتماعی ، جریان فکری پ ک ک با شعار ملی گرایی نیز در جامعه کردستان رسوخ نمود که با تسهیل شرایط امنیتی در داخل کشور در زمان حاکمیت اصلاحات ونبود فعالیت احزاب شرق کردستان در درون بافت جامعه، شرایط رشد سریع افکار پ ک ک  و حمایت آن فراهم شد. اما عامل اصلی گرایش به سوی جریان اصلاح طلب و همچنین گسترش افکار پ ک ک خلاء سیاسی موجود در شرق کردستان بود که معلول عدم حضور احزاب قدیمی شرق کردستان در بطن جامعه بود یعنی خلاء ناشی از این عدم حضور عامل مهمی برای گرایش نسل سوم جامعه به سوی دو جریان مذکور شد.

عامل دیگر دخیل در وجود خلاء سیاسی در شرق کردستان برنامه و ایدئولوژی احزاب بود که بر اساس بستر واقعی کردستان تشکیل نشده بودند و به جای ربایش نیروهای جوان و فعال جامعه و امکان استفاده و بکارگیری این پتانسیل  بیشتر از پیش از جامعه کردستان دور شدند. ربایش و جذب این نیروی فعال مستلزم نوآوری، تغییر برنامه های سیاسی و تنظیماتی و ریسک همگام با تغییرات جهانی و منطقه ای بود که به علت وجود افکار رسوبی قرن بیستم چنین تغییراتی حاصل نمی شد و در نتیجه خود عامل مزیدی بر رانش این نیرو و هدایت آن به سوی دو جریان موجود شد. عدم موفقیت اصلاح طلبان درون حاکمیت و شکست این جریان در روند تکامل اصلاحات باعث گرایش بیشتر و روز افزون به طرف جریان پ ک ک شد و دریافت نظام اسلامی ایران و حاکمان آن خواهان تغییرات و اصلاحات در درون جامعه و حاکمیت نیستند و فعالیت های حقوقی ملیت های ایرانی را به هیچ روی در قالب فعالیت های سیاسی میانه روانه واصلاحی و فعالیت های مدنی و فرهنگی برنخواهد تافت لذا با چرخشی 180 درجه  روی به پ ک ک نهادند وخود را در چارچوب افکار پ ک ک تنظیم نمودند، با دستگیرشدن رهبر پ ک ک عبدالله اوجالان این حزب روی به ضعف نهاد اما نسل سوم شرق کردستان با پتانسیل جوان و کارا بعد از دستگیری اوجالان باعث زنده شدن دوباره پ ک ک و تقویت روحیه کادر رهبری این حزب شدند و پ ک ک دریافت که شرق کردستان دارای نیروی فعال و کارایی می باشد لذا با اهمتام به شرق کردستان و تبلیغات وتنظیمات فراوان توانست موفقیت چشمگیری کسب نماید ونیروی جوان و فعال شرق کردستان را روانه مبارزه با ارتش فاشیست ترک نماید. با کانالیزه شدن پتانسیل جوان شرق کردستان با بنیه ی علمی و آکادمیک بسوی پ ک ک روحی تازه و پرقدرت در کالید نیمه جان پ ک ک دمیده شد این نیروی جوان با روحیه ای ملی گرایانه وارد پ ک ک شد و با امید به اینکه با سازماندهی خود بتواند به حقوق از دست رفته ملی خود در ایران دست یابد در همین راستا همیشه خواستار مبارزه با نظام تئوکرات و فاناتیک جمهوری اسلامی بود که با عکس العمل های منفی از سوی کادر رهبریت پ ک ک مواجه می شد. اما نقطه عطف مبارزه نوین شرق کردستان با هجوم آمریکا و متحدانش به منطقه خاورمیانه و شعار براندازی نظام های توتالیتار و دیکتاتور و حامیان تروریسم آغاز شد پ ک ک که در لیست سیاه تروریستی کشورهای اروپایی و آمریکا حزبی جای داشت با شروع چنین روندی وتصور اینکه بعد از عراق و شکست دیکتاتوریت رژیم بعث نوبت به نظام ایدئولوژیک ایران خواهد بود با امید به  اینکه نظر کشورهای اروپایی و آمریکا را به خود جلب نماید موافقت خود را  با تشکیل یک شاخه از حزب برای مبارزه با نظام اسلامی ایران و نشان دادن حسن نیت و همراهی خود  با نیروهای بین المللی در خاورمیانه در مبارزه با ارتجاع و رادیکالیسم ایدئولوژی نظامی اسلامی اعلام نمود. فعالیت جداگانه برای شرق کردستان خواسته و آرمان جوانان شرق کردستان نیز بود که با اعلام چنین موقعیتی با شرکت فعال خود و با خلوص نیت در اواخر سال 2003 میلادی حزب حیات آزاد کردستان را تاسیس نمودند نیروی جوان شرق کردستان خواستار استقلال و آزادی عمل از پ ک ک بود ولی به زودی دریافت که تنها بیش از یک ابزار برای به مقصد رسیدن افکار رهبری پ ک ک نیستند و روابط مشکوک  پ ک ک و نظام اسلامی ایران باعث رنجش و اعتراض کادر رهبری پژاک گشت که با عکس العمل های منفی رهبریت پ ک ک مواجه شد. رهبریت پ ک ک خواستار کنترل و هدایت فعالیت پژاک بود و این طرز فکر و عمل برای کادر رهبری پژاک قابل قبول نبود لذا با هماهنگی و احساس مسئولیت خواستار جدایی پژاک از پ ک ک شدند و در تابستان 2004 اولین جرقه های این جدایی زده شد و اکثر کادر رهبری پژاک از پ ک ک جدا شد. اگرچه احزاب قدیمی کردستان در عرصه سیاسی وجود داشتند اما با توجه به تغییرات جهانی و گذار از قرن بیستم و حاکمیت افکار نوین جهانگیری و گفتمان دمکراسی خواهی لزوم رویکردی نو را در نحوه فعالیت سیاسی و مبارزاتی خواستار بود. که نسل سوم را با افکار و ایده های جدید در خود جای دهد و همگام با تغییرات جهانی و بدور از دگماهای ایدئولوژیکی وناسیونالیسم کلاسیک به سازماندهی نوینی برای احقاق حقوق ملی خود دست زند. و با سنجش موقعیت و شرایط جهانی و منطقه ای و همچنین شرایط پتانسیل داخلی کردستان ، اتحادیه دمکراتیک کردستان در سال 2005 میلادی اولین  گنگره خود را بست و وارد عرصه سیاسی شد.

در شرایطی اتحادیه دمکراتیک کردستان پا به عرصه گذاشت که منطقه در شرایط بحرانی و آشوب زده بین نیروهای بین المللی و نیروهای سنتگرا قرار داشت و منطقه در تنش زاترین موقعیت خود بسر می برد.  در کردستان نیز احزاب  دچار رکود سیاسی و فعالیت مبارزاتی شده بودند و آثار ریزش ، تخریب و تجزیه در پوسته روکشی بافت آنان دیده می شد و این حاکی از پوسیدگی و تغییر ناپذیری در تطابق با شرایط نوین پیش آمده جهانی و منطقه ای بود همین امر باعث شده بود که اتحادیه دمکراتیک کردستان با تطبیق شرایط عینی کردستان و منطقه به ارائه برنامه سیاسی خود در بستر واقعگرایانه و علمی اهتمام ورزد و با تجربه از برنامه و ایدئولوژی احزاب قدیمی که در بستر واقعی کردستان و منطقه نمی گنجید حرکتی نو و فعالیتی سیاسی را آغاز نماید. سازمان اهداف خود را بر احقاق حقوق ملی کردها و با خط مشیء دمکراتیک به سوی ایجاد نظام حکومتی به شیوه ای جمهوری فدرال دمکراتیک ایران و با گذار از نظام دین سالار در ایران قرار داد و در این راستا با پی ریزی ساختار فکری وسیاسی خود  و با وفق بر شرایط درونی و بیرونی جامعه کردستان فعالیت های سیاسی خودر را شروع نمود که به اهداف زیادی دست یافت.

 یکی از اهداف فعالیت سیاسی سازمان ایجاد نیروی جوان سیاسی و ساختار شکنی پیرسالاری حاکم بر احزاب در کردستان بود که در این راستا با آموزش فشرده و علمی و با تفهیم تغییرات فکری و دوری گزینی از دگماتیسم ایدئولوژیکی و عدم اجرای سیاست های دماگوژ، بنیان فکری خود را برمشی ء دمکراتیک، اصلاح طلب و میانه رو، نیروهای جوانی را وارد عرصه واقعی سیاست در کردستان  و ایران نمود.

با توجه به اینکه قشر جوان بیشتر بافت جامعه را تشکیل داده و خواسته ها و آمالهای جدای از نسل های پیشین خود را داراست خواهان تصمیم گیری در راس امور می باشد لزوم آموزش نیروهای جوان برای فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی با مبنای فکری فرهنگ دمکراتیک و واقعگرا یکی از الزامات عینی بود که اتحادیه دمکراتیک کردستان توانسته است با اهتمام به این قشر عظیم جامعه، ساختار شکنی کرده و قشر جوان را مستقیما وارد عرصه سیاسی نماید و به موفقیت نیز دست یابد.

موفقیت اتحادیه دمکراتیک کردستان با بافتی جوان در حین ناباوری احزاب قدیمی ، ذهنیت پیرسالار جامعه و احزاب را به چالش کشید که نتایج این موفقیت را در گفتمان درون حزبی احزاب برای جوان گرایی و تغییرات برنامه ای شاهد بودیم.   اما متاسفانه عدم توانایی در تطبیق  با شرایط نوین از سوی احزاب موجب از هم پاشیده شدن احزاب و تجزیه وهمچنین پلاسمولیزه شدن سلول حزبی و فرار ماده حیاتی نیروی زای احزاب یعنی جوانان از درون این احزاب شده است.

سازمان در بدو تولد و ورود به عرصه با نگرشی عمیق به عوامل پساهنگی احزاب قدیم حلقه مفقود شده را آموزش کادرهای مجرب و تحولگرا در عرصه سیاسی دانست و با اهتمام به آموزش جوانان توانسته است که اهداف خود را با آرمانهای ملی و خواسته های قشر جوان نزدیک کرده وهمگرایی عمیقی را ایجاد نماید و با خط بطلان کشیدن بر ذهنیت خام شمردن جوان، از این قشر یک نیروی فکری و سیاسی قوی پرورش دهد که در واقعیت عرصه سیاسی قرار دارد.

از فعالیت های دیگر سازمان فعالیت تنظیماتی و آموزش نیروی داخلی بوده است، برای دستیابی به اهداف و خط مشی ء سازمان نیاز به سازماندهی جامعه و نیروهای فعال درون اجتماع از الزامات انکارناپذیر در عرصه فعالیت سیاسی می باشد در کنار تنظیمات داخلی ، آموزش این تنظیمات از اولویت های اتحادیه دمکراتیک کردستان بوده که نیروی جامعه همواره برای پشتیبانی سیاسی نیازمند آگاهی و دانش کافی برای انجام بهتر و کارایی و بازدهی بیشتر فعالیت می باشد. و با درک این واقعیت که کیفیت بهتر از کمیت است و بازدهی بیشتری از انرژی مصرف شده را داراست  مزیت کیفیت نیروهای تنظیماتی از اولویت های اولیه برای تنظیمات داخلی بوده است و در این راه نیز موفقیت های چشمگیری داشته و دارد که نیاز به تشریح این جنبه از فعالیت سازمان نیست.

بُعد دیگر فعالیت سازمان به حمایت از جامعه مدنی و جنبش های داخل جامعه اختصاص یافته است که در طی مدتی که به صورت رسمی وارد عرصه فعالیت شده است به حمایت و نه هدایت سازه های اجتماعی پرداخته است و در همین راستا نیز این سازه ها در مقابل, قدردانی خود را در برابر سازمان ابراز نموده اند، پس حمایت از جنبش ها و سازه های مدنی و فعالیت ها در عرصه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ادبی داخلی از اولویت های فعالیت سیاسی سازمان بوده که توانسته است جایگاه خود را در میان این سازه ها به عنوان حامی تکثرگرایی و مبشر فرهنگ دمکراسی نشان دهد.

در اولویت بندی برنامه های فعالیت سیاسی سازمان جنبه روابط بین حزبی با احزاب قدیمی شرق کردستان و دیگر بخش های کردستان در رده های اولیه قرار گرفت/دارد. و در این میان روابط دیپلماتیک و سیاسی با احزاب شرق کردستان از اهمیت ویژه ای برخورد است اتحادیه دمکراتیک کردستان در همان بدو فعالیت رسمی خود برای روابط نزدیک و دوستانه با احزاب قدیمی گام های بلندی برداشت و با استلزام به وجود یک جبهه واحد ملی و کردستانی خواستار گفتمان دوستانه بین حزبی و عمیق تر نمودن روابط سیاسی احزاب شرق کردستان برای دستیابی به اهداف ملی شد و در این راستا نیز همیشه پیشگام بوده و خواستار دیدار دیپلماتیک و دوستانه با احزاب دیگر بوده است و به عنوان یک حزب نو و سازمانی با افکار نو و منشی دمکراتیک خواستار ایجاد جبهه ملی دمکراتیک بوده است و اتحاد دمکراتیک کرُد را راه چاره ای برای دستیابی به آرمان های ملی دانسته است.

مختصر اینکه  برخلاف اظهار عقیده بعضی از احزاب و اشخاص، اتحادیه دمکراتیک کردستان  در روابط دیپلماتیک ثابت نمود که بعنوان یک سازه جوان نسل سومی, توانایی سیاست و سیاستگذاری را داشته و می تواند به عنوان یک نیروی فعال سیاسی و مستقل و بدور از اتهام و دشمن ورزی فعالیت سیاسی – مبارزاتی را به انجام برساند وبتواند در اذهان عمومی و در مجامع سیاسی عرضه اندام نماید.

با توجه به آنچه که اشاره شد با گذار از قرن بیستم و تغییرات عمده در جابجایی اقتدار فکری جهانی ، پایان تسلط افکار دگماتیک ایدئولوژیک وسیاسی بر عرصه جهانی ، گرایش به سوی همگرایی جهانی و گسترش افکار جهانگیری و تکثر گرایی همواره با تحولات منطقه ای و موجودیت پتانسیل جوان و دگرگون خواه و ساختارشکن نسل سوم با رویکردی اصلاح طلبانه و میانه رو برای احقاق حقوق ملی لزوم تشکیل سازه یا سازه هایی را الزامی می کرد که باتطبیق شرایط بیرونی و درونی جامعه کردستان در ایران دست به مبارزات سیاسی  و فعالیت های مرتبط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی  بزند و در این شرایط که بحران های جهانی در گرانیگاه و  فرستنده تواتر خشونت طلبی، دگماتیسم و ترور و همچنین وجود نظام های توتالیتار، الیگارش و فاناتیک با رویکردی فاشیستانه و تئوکراتیک یعنی خاورمیانه جمع و متمرکز شده بود  تشکیل یک سازمان نو و همگرا با افکار حاکم بر جهان امروز و با ساختاری قرن بیست و یکمی را ملزوم می نمود که اتحادیه دمکراتیک کردستان زاییده چنین دوران بحرانی و شرایط الزامی است که با فعالیت های خود در عرصه های سیاسی، تنظیماتی، انتشاراتی و دیپلماتیک و همچنین آموزش نیروی جوان و شکستن ساختار پیرسالار حاکم بر احزاب قدیمی توانسته است توانایی موفقیت و پتانسیل نیروی جوان، روشنفکر و دگرگونخواه را با خصوصیات فکری نسل سومی در راه احقاق حقوق ملی به اثبات برساند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 22:12  توسط ارش کریمی  |